۱۳۸۷ خرداد ۱, چهارشنبه

عمراً اگه لنگمو پیدا کنی!!!



عمراً اگه لنگمو پیدا کنی!!!
آمده ام جای مرا وا کنی

یا که مرا تنگِ خودت جا کنی

باز خفن وار تماشایی ام

دوست نداری که تماشا کنی؟

خسته شدم ...هی دهنم صاف شد

آمده ام تا تو مرا تا کنی

در دلِ شب های تو لولو شدم

تا مگر از ترس ،تو لالا کنی

خواستگار نفست گشته ام

بلکه بر این پنجره ها ، ها کنی

حاشیه ی چشم تو شکل من است

سعی نکن یکسره حاشا کنی!

در نفس و نبض تو حل می شوم

تا به دمی حلّ معما کنی

حال کمی زندگی ات می کنم

تا تو کمی مرگ مهیا کنی

تو برو و کلّ جهان را بگرد:

عمرن اگه لنگه مو پیدا کنی!



0 نظرات:

 

طراحی شده توسط اینسایت |تبدیل شده به بلاگر پوسته های بلاگر |بهینه شده برای زبان فارسی مجتبی ستوده